ذهنِ بُرونیِ من

نوشته هایی بدون مخاطب

ذهنِ بُرونیِ من

نوشته هایی بدون مخاطب

۶ مطلب با موضوع «منطق» ثبت شده است

به نام خدا

کاستیِ تعریف سنتی از علم منطق

      تفکر فرآیندی ذهنی است که به­ واسطه­ ی آن نسبت به گزاره­ هایی علم حاصل می­ شود که پیش از آن برایمان مجهول بوده­ اند. استنتاج از معلومات پیشین و حصول معرفت نسبت به گزاره­ های دیگر، در قالبِ صورت­ های مختلفی از استدلال انجام می­ گیرد؛ اما این­گونه نیست که تمامیِ این صُور قابل­ قبول باشند بلکه تنها صورت­ هایی از استدلال­ قابل­ قبول هستند که اصطلاحاً "معتبر" باشند. استدلال­های معتبرْ صدق را از مقدماتِ استدلال به نتیجه­ ی آن انتقال می­ دهند؛ ازاین­ رو آن­ها را "نگه­دارنده­ ی صدق" می­ دانند. درواقع اگر استدلالی معتبر باشد، با فرضِ صدقِ مقدماتِ آن، نتیجه­ ی استدلال ضرورتاً صادق خواهد بود. تعیین این­که چه مواردی از صُور استدلال معتبر هستند، بر عهده­ ی علمِ منطق است. در این علم بررسی می­ شود که از گزاره­ هایی که ما نسبت به آن­ها ادعای معرفت داریم، جدای از این­که دارای چه محتوایی باشند و یا اصلاً صادق باشند یا کاذب، چه نتایجی قابل استنتاج است. بنابراین در هنگام تفکر ناگزیریم از صورت­ های منطقیِ معتبر استفاده کنیم. شاید به همین خاطر است که به­ طور سنتی علم منطق را ابزاری قانونی تعریف کرده­ اند که استفاده و به­ کارگیری آن باعث جلوگیری از وقوع خطا در انجام فرآیند تفکر می­ شود. این تعریف، که درواقع تعریف به غایت و فایده­ ی منطق است، حاوی نکات بسیاری است که هریک به­ طور جداگانه نیازمند توضیح و تدقیق است؛ بااین­ حال، تمرکز نوشته­ ی حاضر بر روی قیدِ "ابزاری" و "آلی­ بودنِ" منطق است.

۱ ۱۶ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۳۵
حمید علایی نژاد

به نام خدا

نقد رویکرد روان­شناسی­ گرایی نسبت به منطق

    علم منطق علمی است که در آن در مورد شرایط صوری لازم برای اعتبار و منتِج بودن انواع مختلف استدلال بحث می ­شود. از آن­جا که هر علمی اساساً به نحوی با استدلال همراه است، می­ توان منطق را به عنوان پایه و اساسِ صوریِ سایر علوم در نظر گرفت. بیان اخیر نه­ تنها در مورد منطق قدیم، بلکه در مورد منطق جدید نیز برقرار است. با مشاهده­ ی چگونگیِ تقسیم ­بندیِ ارسطو از علوم که کلیّت آن تا قرن ­ها بعد از او در میان فلاسفه غربی و همچنین فیلسوفانِ مسلمان محفوظ ماند، می­توان به اهمیت جایگاه علم منطق نزد قدما پی برد. چنین رویکردی نسبت به منطق، شاملِ دیدگاه­ های دوران مدرن نیز می ­شود. منظور از دیدگاه­ های مدرن، رویکردها و تجدیدنظرهایی است که از زمان ایانوئل کانت(1724- 1804م) به بعد رفته­ رفته شکل ­گرفتند و در قرن بیستم منجر به ایجاد سیستم­ های مختلفی از منطق جدید شدند. بنابراین با توجه به جایگاه مهم و مبنایی علم منطق، لازم است چیستیِ خودِ علم منطق مورد پرسش قرار گیرد.

۰ ۲۸ دی ۹۴ ، ۱۱:۰۱
حمید علایی نژاد

به نام خدا

روان­شناسی ­گرایی در مورد منطق

     علم منطق در ارتباط با اصول و قوانینی است که بر اساس آن­ها صدقِ پاره ­ای از گزاره­ ها به صدق ضروریِ گزاره­ های دیگر منجر می ­شود. قوانین منطق جدای از این ­که در مورد چه موضوعی به ­کار روند معتبرند، و از این ­رو کلّی ­ترینِ قوانین هستند. ویژگیِ مهمِ این قوانین این است که خاصیتی هنجاری یا تجویزی دارند؛ به این معنی که این قوانین نه صرفاً توصیف چیزی است که انسان­ها در طی انجام استدلال­ های خود انجام می ­دهند، بلکه شیوه ­ای است که برای حصول به حقیقت باید از آن تبعیت کنند. قدما در مورد ماهیت اصول منطق و قواعد آن رویکردی عینی داشته ­اند. به این معنی که این اصول و قواعد مستقل از وجود انسان ­ها و جدای از نحوه­ ی اندیشیدن آن­ ها برقرار و معتبر هستند. برای مثال اصل تناقض، که درواقع مبنایِ سایر قواعد منطقی است، منحصر به صرفِ نحوه­ ی فعالیت ذهن نیست، بلکه اصلی است که به خودِ حقیقت مربوط می­شود و در واقعیتِ وجود، به طور مستقل برقرار است. در این رویکرد، منطقِ ذهنیِ انسان بر منطق جهانِ مستقل از او منطبق است و به دلیل همین انطباق است که معرفت نسبت به جهان ممکن است. با پذیرش چنین رویکردی می­توان ادعا نمود که اصل تناقض نه تنها یک اصل منطقی، بلکه اصلی متافیزیکی است و وظیفه انسان تنها کشفِ اصول و قواعد منطقیِ حاکم بر جهان است. نتیجه این ­که اگر نسبت به ماهیت منطق رویکردی واقع­ گرا داشته باشیم، حتی با فرض این­ که هیچ انسانی نیز در جهان موجود نباشد علی ­الاصول باید قائل به برقراری اصول منطقی در جهان باشیم؛ اعتبار اصول و قواعد منطقی منوط به وجود انسان در جهان نیست.

۰ ۲۹ آذر ۹۴ ، ۲۱:۵۸
حمید علایی نژاد

به نام خدا

منطق چیست؟

بخش دوم

در بخش اول مقاله­ ی حاضر و به عنوان مقدمه­ ی ورود در بحث دو نکته­ ی مهم بیان شد. نکته­ ی اول این­که فرآیند تفکر، فرایندی ذهنی است که در آن بر اساس گزاره­ هایی معلوم و با استفاده از قواعد معتبر استنتاجِ منطقی به کشف مجهولات پرداخته می­ شود. نکته­ ی دیگر این­که منظور از "منطق" و قواعدِ آن، اَشکال و صورت­ هایی از استدلال است که فرای این­که از چه ماده­ ای تشکیل شده باشند معتبر هستند و بنابراین اعم است از منطق جدید و بخشی از منطق قدیم که تحت عنوان "مبحث حجت یا قیاس" شناخته می­ شود. همچنین بیان شد که موضوع این مقاله بررسی پاسخ­هایی است که به این پرسش داده شده است که "ماهیت قواعد و صورت­ های معتبر منطقی چیست؟" و این­که آیا "ماهیتِ این قوانین صرفاً اعتباری ذهنی و روان­شناسانه دارد، و یا قوانینی است که در عالم و جهان خارج از ما برقرار است؟". در ادامه و به منظور سادگیِ تقریر دیدگاه­های موجود در مورد ماهیت منطق، اصل تناقض به عنوان مبنای بحث مورد توجه قرار گرفته است. این اصل درواقع زیربنای تمامی سیستم ­های منطقی است و اثبات سایر اصول و قواعد منطقی با استفاده از این اصل انجام می­ شود. واضح است که این دیدگاه­ ها در مورد سایر اصول و قواعد معتبر منطقی نیز برقرار است.

۲ ۰۶ آذر ۹۴ ، ۱۷:۳۱
حمید علایی نژاد

به نام خدا

منطق چیست؟

ذهن انسان به­ واسطه­ ی ویژگیِ خدادادی­ اش همواره در پیِ کشف مجهولات است. بسته به این­که چه جنبه­ ای از جهانِ هستی را مورد نظر قرار دهیم، این مجهولات و پرسش­ هایی که بر اساس آن­ها مطرح می­ شوند متفاوت خواهند بود. برای مثال دانشمندان علم فیزیک، بر اساس نتایج حاصل از آزمایش­ های خود، سعی در تبیین رفتار ماده و تشخیص قوانین حاکم بر جهانِ فیزیکی دارند؛ محققین علم زیست­ شناسی بر اساس مشاهده و بررسی ویژگی­های موجودات زنده درصدد تبیین مناسبی برای وجود حیات بر روی کره زمین هستند؛ و متکلمین با استناد به نصوص دینی سعی دارند تبیینی عقلانی و سازگار از دین ارائه کنند. به طور کلی می­ توان گفت متخصصین هر رشته­ ای از علوم بر اساس یافته­ های خود درصدد پاسخ­گویی به پرسش­ هایی هستند که در آن رشته مطرح است. در زندگی روزمره نیز همواره با اموری مواجه هستیم که تحقق و یا درستیِ آن­ها بر ما نامعلوم است.

۰ ۰۳ آبان ۹۴ ، ۱۱:۵۴
حمید علایی نژاد

  به نام خدا

اصل امتناع تناقض و ذهنیت ابتدایی

         مقدمه

هدف از نگارش این متنِ کوتاه، اشاره ای مقدماتی به اصل امتناع تناقض است. این اصل بیان می کند که یک گزاره نمی تواند در یک شرایطِ مشخص و ثابت هر دو ارزش صادق و کاذب را تواماً داشته باشد. اصل امتناع تناقض به عنوان پیش فرض در تمامی سیستم های منطقی پذیرفته شده است و در نتیجه، به عنوان قضیه در تمامی آن ها اثبات می شود. برخی بر اساس شواهدی تاریخی نتیجه گرفته اند که ذهن انسان های ابتدایی، و البته ذهن مردمان نقاط مشخصی از جغرافیای جهان کنونی، قائل به این اصل نیست. از جمله ی این شواهد این است که اشخاص با ذهنیت های ابتدایی می پذیرند که می توان در یک زمان در دو یا چند مکان مختلف بود؛ و یا این که در شرایطی هم انسان بود و هم، برای مثال، طوطی ای که ویژگی های متفاوتی از انسان دارد. از نظر نگارنده چنین ایده هایی، که یا بر اثر بدفهمی اصل امتناع تناقض ناشی شده است و یا ریشه در نگاهی سطحی به ایده های اسطوره ای و باستانی دارد، کاذب هستند.

۱ ۱۵ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۲۰
حمید علایی نژاد